بدون عنوان
اگر قرار بود یک بار دیگر فرزندم را بزرگ کنم... انگشتم را کم تر به نشانه تهدید به سوی او می گرفتم! کمتر به ادب کردن او می اندیشیدم ودر مقابل، بیش تر به برقراری ارتباط با او اهمیت می دادم! کمتر به ساعتم نگاه می کردم وچشم هایم را بیش تر برای نگاه کردن به او به کار می گرفتم! با او بیش تر به گردش می رفتم، بادبادک های بیش تری به آسمان می فرستادم! کم تر خود را جدی می گرفتم، اما جدی تر با او بازی می کردم! دشت های بیش تری با وی می پیمودم، و ستارگان بیش تری را با او ...
نویسنده :
مادر
13:06
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
اینجا پسرم مشغول درس نوشتن الهی مامام قربون این دست خط زیبات بشه که آنقدر خوش خطی نامه یک مادر به فرزندش: فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی صبور باش و مرا درک کن اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم صبور باش و به یاد بیاور که همین کارها را به تو یاد دادم ا گر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا ده، همانگونه که من در دوران کودکی به حرفهای تکراریت بارها و بارها با عشق گوش فرا دادم اگر زمانی را برای تعویض من میگذاری با عصبانیت این کار را نکن و به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، من نیز مجبور می...
نویسنده :
مادر
23:13










