محمد طاها محمد طاها ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه سن داره

یادداشتهای فرزندم

بدون عنوان

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد     ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها  ،  ای تدبیر کننده روز و شب   ،  ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال عزیزانم را به بهترین حال دگرگون کن ...
1 مرداد 1394

بدون عنوان

            عید آمد و عید آمد با نقل و نبیدآمد ماه رمضان رفت و این فطر سعید آمد  دنیا شده یکسر گل هرگوشه پرازبلبل  هر خاک شده بستان چون نور امیدآمد                                ما امسال عید فطر رفتیم مشهد جاتون خالی خیلی خیلی خوش گذشت بزودی عکسهای مشهد  را میزارم ...
1 مرداد 1394

بدون عنوان

سلام به تک پسرم  چه حس قشنگیه وقتی دارم روز به روز بزرگ شدنت رو میبینم و لذت میبرم از اینکه مادرم                                                   برایت آرزو دارم سعادت را٬طراوت را٬ بهشت و بهترین بهترین ها را. عزیز روز های من خدا را می دهم سو گند که در قلبم برای تو خدارا آرزو دارم عروسکم پیشاپیش مدرسه رفتن مبارک ...
1 مرداد 1394

بدون عنوان

از خدا دیگر هیچ نمی خواهم، دیگر هیچ آرزویی ندارم، رویایم را میخواستم که به آن رسیدم، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم، رویایی که همان دنیای من است و تویی که همان دنیای منی...   ...
31 ارديبهشت 1394