محمد طاها محمد طاها ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

یادداشتهای فرزندم

بدون عنوان

با آمدن تو بهترین و زیبا ترین لحظات وارد کلبه خوشبختیمان شد تو را از خدایی خواستم که به رحمت بی کرانش ایمان دارم پس برایم بمان و بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم ...
14 مرداد 1393

درد و دل

سلام پسر خوشگل و نازم  الهی مامان فدای مهربونیات بشه فدای قد کشیدنت فدای شیرین زبونیات بشم  خیلی خیلی مرد شدی خیلی وقته که توی وبلاگت نیومدم کلی عکس دارم که برات بزارم ولی خیلی خیلی خیلی گرفتارم یکی از اون خبرهای که خیلی خیلی مهم اینکه شما مهدکودکتو عوض کردی و خیلی خیلی راضی هستی   دوم اینکه دیشب بابات سرتو برای دومین بار کچل کرد خیلی خیلی خوشگل شدی دقیقاً شبیه سیب شدی  پنج شنبه تولد هما بود کلی بهت خوش گذشت تازه اونجا اصلاً اذیتم نکردی به خاطر همین خیلی احساس غرور کردم  مامانی تو این روزها یه مشکلی برای من بابا به وجود آمده دعا کن مشکلمو حل بشه بتونم با خیال راحت بریم شمال ...
4 مرداد 1393

بدون عنوان

                  سلام پسرم گلم امشب می خوام کلی باهت حرف بزنم شاید یه روزی ،یه وقتی که این مطالبو می خونی من دیگه نباشم ولی این بدون که به اندازه تمام دنیا دوستت دارم و خیلی دوست دارم نتیجه همه زحماتمو ببینم . ببیتم که یه مرد واقعی شدی محمدطاهای گلم دیگه کم کم داری بزرگ می شی خیلی وقتها دیگه احساس نمی کنم که با یک بچه صحبت می کنم  بلکه با یه مرد کوچک دارم صبحت می کنم از اینکه پسری مثل تو دارم خیلی احساس غرور می کنم. محمدطاها مامان یادت باشه توی زندگی هیچ وقت دل کسی رو نشکنی ، هیچ وقت سعی نکنی کسی رو مسخره کنی، اگه روزی ...
18 خرداد 1393

بدون عنوان

امروز محمدطاها خیلی خوشحال بود صبح خیلی زود بلند شد سریع لباسهاشو پوشید آخه امروز کلاس تکواندو داره امروز اولینه جلسه اش امیدوارم موفق باشه ...
17 خرداد 1393