بدون عنوان

آدمیان به لبخندی که بر لب مینشانند
و به احساس خوبی که بر جا می نهند
و به دردی که از یکدیگر میکاهند، می ارزند
الهی کمک کن اینگونه باشیم
محمدم کوچولوی من این روزا داره حسابی بزرگ میشه و این
قشنگترین و غمگین ترین اتفاق ممکنه
همینجور که الان دلم واسه روزایی که تو بغلم شیر میخوردی تنگ
شده میدونم واسه این روزایی که
بی سرو صدا داری بزرگ میشی هم حسابی دلتنگ میشم.
فسقلی هر روز بیشتر از روز قبل میخواد بگه من بزرگ شدم و خودم از پس کارام برمیام
بهش میگم این روزا اصلا گوش به حرفم نمیدی
همینجور که سرش به کار خودشه میگه
"من الان نه سالمه باید راه خودمُ برم"
یا خدااااااا
من تو سی و چند سالگی هنوز نمیگم میخوام راه خودمُ برم! این فسقلی چی میگه آخه...
خدایا راهُ براش هموار کن! بارالهی از دست من کاری ساخته نیست تو راه درستُ نشونش بده!
امیدوارم آدمای خوبی سر راهش قرار بگیرن


بدون عنوان
